تبليغاتX
درمحضر لاهوتيان -
خواندنی های اینجا نوشتنی نیستند...!
 

New Invisible-Kid

 

+ پراکنده شده در  2006/2/2ساعت 9:18  توسط SadeQ 

 

- احساس می‌کنم به آخر ِ خط رسیده‌ام....!!!

+ خب...پس دور بزن برگرد!!

پ.ن: ۱ روز مهلت دارید لینکم رو عوض کنید! از فردا میرم خونه جدید ! :)

 

+ پراکنده شده در  2006/2/1ساعت 9:9  توسط SadeQ  |  31تا

 

از فجر... تا طلوع ِ تاریکی‌ها!!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/31ساعت 9:3  توسط SadeQ  |  30تا

 

وقتی بدانی سرنوشت محتومت سقوط خواهد بود، آنگاه با بال‌های شکسته نیز پرواز خواهی کرد!!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/30ساعت 9:7  توسط SadeQ  |  28تا

 

در خیالم آدم‌برفی‌ای شبیه تو ساختم  و در سینه‌اش، تکه سنگی شبیه به قلب کاشتم!!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/29ساعت 12:29  توسط SadeQ  |  26تا

 

- ببخشید..می‌تونم بپرسم شما چرا از داشتن انرژی هسته‌ای حمایت می‌کنید؟
+ برای اینکه روی این خواهر‌شوهرم رو کم کنم... آخه هر شب از آمریکا زنگ می‌زنه و پز ِ بمب‌های هسته‌ای‌شون رو میده!!

 پ.ن: بچه مخفی جدید داره میاد..آماده باشید!!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/28ساعت 8:32  توسط SadeQ  |  34تا

 

هموطنان! در باغ ِ شهادت هنوز باز است!!

(ستاد بمب‌گذاری‌های اهواز و حومه)

پ.ن: با تشکر از عوامل سازنده قسمت اول سریال!!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/27ساعت 8:35  توسط SadeQ  |  23تا

 

عاشق این بود که مردم بهش بگویند الاغ!!!... قاطر ِ بیچاره!!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/26ساعت 11:17  توسط SadeQ  |  28تا

 

دلش که سوخت ‌تأسف خورد که چرا به تبلیغات بیمه‌های آتش‌سوزی اهمیت نداده بود!!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/25ساعت 9:33  توسط SadeQ  |  32تا

 

سیاهی مطلق فایده‌ای ندارد....درست مثل سفیدی مطلق.... سیاه و سفید کنار هم زیبایند

.... درست همانند چشمان ِ تو...

درست همانند من در کنار ِ تو!!!

+ پراکنده شده در  2006/1/24ساعت 8:12  توسط SadeQ  |  44تا

 

از وقتی از این‌رو به آن‌رو شده بود....دست چپ و راستش را قاطی کرده بود....

 

+ پراکنده شده در  2006/1/23ساعت 8:15  توسط SadeQ  |  39تا

 

باران اشک‌هایت را دوست دارم... که بعد از آن، رنگین‌کمان ِ چشمانت دیدنی‌تر است!!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/22ساعت 11:46  توسط SadeQ  |  29تا

 

ما روح‌مان را به شیطان می‌فروشیم و او روح ِ بدبخت ما را به دو برابر ِ قیمت به فرشته‌ی مرگ می‌دهد!!

آن‌وقت عزرائیل نیز لابد چند برابر رویش می‌کشد و می‌دهد دست خدا. خدا هم کیف می‌کند که تحفه‌هایی خریده همانند احسن الخالقین!! نمی‌داند که این همه پول را پای چه آشغال‌هایی ریخته است!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/21ساعت 9:19  توسط SadeQ  |  43تا

 

از دیر رسیدن متنفرم... از مورد نصیحت واقع شدن.. از سرگردانی.. از اینکه ندونی کجا می‌خوای بری..کجا باید بری!! بدم میاد...می‌فهمید؟...متنفرم!

از نیمکت‌هایی که توی سایه‌اند بدم میاد... از باد سردی که میاد.. از تریاهایی که یا شلوغ و پر از دودند... یا بسته‌!!! از آدمای آشنایی که توی خیابون دیده می‌شن بیزازم... از گوشیم هم بدم میاد...اصلا به درد فضولی نمی‌خوره!! از تقویم‌هایی که توش پر از اسرار باشه...

دوس دارم همیشه کاپیتان تیمم باشم!  یه تیم ِ یک نفره!! اینقدر یک نفره ... اینقدر کاپیتان محبوب.. که مربی نتونه اخراجم کنه!! می‌فهمید؟؟؟؟؟

از همه بیشتر از ساعت ۶ عصر بدم میاد... مثل ۸:۳۰ صبح...نمی‌خوامشون هیچ‌وقت....هیچ‌وقت!!!...  از کاپشنی که جیب نداره متنفرم.. از دستای سردی که با هـــا کردن هم گرم نمی‌شن... از دستای گرم خودمم متنفرم... کاپشنمو دوس ندارم...کلی جیب داره، ولی به هیچ دردی نمیخورن! از حرف نزدن خودم بدم میاد...

یه نفر هر چقدرم دوسِت داشته باشه، بازم حرفت می‌تونه براش ناراحت کننده باشه... (اینو باید بفهمم... اینو باید بفهمم...اینو باید بفهمم...)!!!!!!

از تاکسی‌هایی که زود به مقصد می‌رسن بدم میاد..از اینکه وقتی حرفات برای گفتن میاد که دیگه دیر شده... از دیر رسیدن و زود رفتن متنفرم...می‌فهمید؟

و دل‌خوشی‌ها چه زود تموم می‌شه و جاشو به دل‌تنگی‌ها میده!!

و دل‌خوشی‌ها چه زود تموم می‌شه و جاشو به دل‌تنگی‌ها میده!!

و دل‌خوشی‌ها چه زود تموم می‌شه و جاشو به دل‌تنگی‌ها میده!!

و دل‌خوشی‌ها چه زود تموم می‌شه و جاشو به دل‌تنگی‌ها میده!!

می‌فهمید؟؟

 

+ پراکنده شده در  2006/1/20ساعت 12:50  توسط SadeQ 

 

همیشه عاشق رنگ ِ چشمانت بودم.... تا اینکه آن روز تخم‌مرغ ِ عسلی ِ صبحانه‌ام چیز خوبی از آب در نیامد!!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/18ساعت 8:44  توسط SadeQ  |  52تا

 

 ..... I've Got A Strong Urge To Fly


...... But I Got Nowhere To Fly To

 

+ پراکنده شده در  2006/1/17ساعت 8:54  توسط SadeQ 

 

این شب‌ها جای خالی‌ت را بدجور احساس می‌کنم...

کابوس ِ بدون قهرمان هیچ لذتی ندارد!!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/16ساعت 9:1  توسط SadeQ  |  41تا

 

همیشه دوست داشته‌م در جمع ستاره‌ها باشم، شاید که درخششی مثل ماه داشته باشم!

اکنون فهمیده‌ام می‌شود نور از خورشید گرفت و مثل ماه درخشید!

پ.ن‌‌۱: ۲۴م ِ هر ماه من در جمع نوشت می‌درخشم (!؟؟)

پ.ن‌۲: این جابلاگی هم بد نیست‌ها!!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/14ساعت 13:31  توسط SadeQ  |  41تا

 

همیشه روزهای برفی را دوست داشته‌م.... آخَر دوستانم می‌گویند برف که روی کاپشن ِصورتی‌م می‌نشیند، خیلی جذاب می‌شوم!!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/13ساعت 9:37  توسط SadeQ  |  40تا

 

خب عزیزم، لیست مشخصات دختر ِ ایده‌آل‌ت رو بده که من برم عمل‌های لازم رو انجام بدم!!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/12ساعت 8:35  توسط SadeQ  |  28تا

 

از گوسفند بودن خویش دست‌برمدار!! حتی اگر مقصدت قربانگاه باشد....

گوسفیسیوس!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/11ساعت 8:30  توسط SadeQ  |  34تا

 

پلک‌هایم را بستم....طعم اولین نگاهت هنوز آنجا بود!

 

+ پراکنده شده در  2006/1/10ساعت 9:14  توسط SadeQ  |  30تا

 

چرا فکر می‌کنیم اشکال از خداست؟
.... شاید دعاهای ما پای رسیدن به اجابت را ندارند!!

+ پراکنده شده در  2006/1/9ساعت 10:1  توسط SadeQ  |  41تا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 12:14  توسط شاهرخ  |